باز هم سلام ،سلامی به زیبایی خندهات
به گرمی دستات و به پر فروغی چشمات
سلام به تو که بهترینی واز خوبی سر شار
سلام به تو، که من عاشقت هستم
عاشق خنده های نا تمامت و نگاه مهربانت
مهربانم میدانی چرا تو را به سلام تشبیه میکنم
چون با وجودت و با نگاهت همه ی دردها را
از من میگیری ومرا برای لحظه ای هر چند کوتاه
سوار بر اسب خیال به آسمانها میبری و آرامم میکنی
چون مرا همچون سلام تسلی ، می دهی
برای دیدنت ،برای بوییدنت و لمس کردنت لحظه ها را میشمارم
تو را همچون پروانه که به دور شمع میچرخد دوست میدارم
ولی تو باز خیال آزار مرا داری و برای دل بی تاب من در سینه ات جایی نداری

